بهترین برای طرفداران سیاوش خیرابی

The Best for Siavash Kheirabi's Fan

سلام
آذیـن 20 ساله
ستایش 20 ساله
و مرسده 18 ساله

بعد 2 سال وب نویسی و کسب تجربه همچنان در کنار هم هستیم تا بتونیم اطلاعات

عکسها و....مشترک مفیدتری رو در اختیار طرفداران سیاوش عزیز بذاریم...

پس خوانندگان عزیز هر کدوم از شما هم مثل ما کنار هم باشید تا تو این دنیای

مجازی از هنرمند محبوبمون حمایت و ب پیشرفتش کمک کنیم...


...


دوستان عزیز با پوزش فراوان و بعد از این همه مدت باید بگیم که به احتمال زیاد وب دیگه هیچوقت اپ نمیشه!

راستش وقتی به وب سر زدم و دیدم هنوز بازدید ها بالاست دلم نیومد که بعد این همه زحمت چیزی نگم و بی خبر بریم!

من(مرسده) که درگیر کنکور هستم و ستایش و اذین هم درگیر درسهاشون هستن و در کنار یک سری شرایط دیگه مجبور به این تصمیم شدیم. در حال حاضر هم که وبهای خیلی خوبی که دوستای ما هستن در حال فعالیتن و امیدوارم موفق باشن و حمایت خودشون رو از سیاوش خیرابی به خوبی ادامه بدن.

اما واقعا دلمون برای همتون و همه روزایی که باهم تو وب گذروندیم تنگ میشه و از اینکه این چند سال مارو همراهی کردین واقعا ممنونیم

برای ما هم دعا کنید.خداحافظ!....


نوشته شده توسط مرسده.ستایش.آذین در پنجشنبه 1390/02/22

مجلات
دوستان عزیز وب سلام....با یه آپ دیگه در خدمتون هستیم

اسکن مجله اتفاق نو به همراه مصاحبه

    

اسکن مجله خانواده سبز که در آپ گذشته مصاحبه را قرار دادیم

  

و در نهایت دو عکس اختصاصی

 



فیلم سینمایی " گنج خانه سفید" شنبه 25 دی/ 15 ژانویه ساعت 21:55 اروپای مرکزی/ 21:55مرکزآمریکا - 20:25 لس آنجلس /21:55 کوالالامپور
در شبکه ی جام جم



-بابت کلیپ هم شرمنده چون هنوز هم مشکل داره و هر وقت درست بشه در اولین فزصت تو اپ میذاریم براتون.

امیدواریم از آپ هم خوشتون اومده باشه.


نوشته شده توسط مرسده.ستایش.آذین در دوشنبه 1389/10/20

جشـــن تولد خانوادگي
  دوسای عزیز و همیشگی وب سلام. امروز هم با یه اپ کوچیک دیگه همراهتون هستیم اما با این تفاوت که اپ دو قسمت شده و قسمت دوم رو هفته دیگه براتون میذاریم...

اول از همه سال نو و کریستمس رو به همه تبریک میگیم به خصوصی به اونایی که مسیحی هستن!


حالا بریم سراغ اپ امروز...

 

ابتدا عکسای شب یلدا که به مناسبت عروسی حدیت فولاد وند و رامبد شکرابی

    

سیاوش خیرابی:شب یلدای خاطر انگیزی بود. همه ی مزه ی چنین شبی به این است که همه ی فامیل دور هم جمع شوند و طولانی ترین شب سال را جشن بگیرند...


عکس تولد سیاوش خیرابی به همراه مصاحبه که اسکن . عکسای مجله تو اپ بعدی هست...

همين چند روز پيش بود كه سياوش قدم در 26 سالگي گذاشت و يك سال را كه پر از تجربههاي مختلف بود پشت سر نهاد و سالي جديد را آغاز كرد. سياوش بدون شك بهترين دوست سينمايي من است و از اين رو گفتگوهاي زيادي با هم داشتهايم اما اين مصاحبه متفاوتترين گفتگوي من با سياوش است. مصاحبهاي كه در شب تولد سياوش انجام شد و در آن مادر و پدر سياوش براي اولين بار حاضر شدند مقابل دوربين خانواده سبز قرار بگيرند و با ما گپ و گفت صميمانهاي انجام دهند.

آنچه ميخوانيد حاصل اين گفتگوي مفصل و جذاب است...

موافق ورود سياوش به بازيگري نبودم

بابا:من در ابتدا زياد موافق ورود سياوش به دنياي بازيگري نبودم و آن هم به اين دليل بود كه من فضاي سينماي قبل از انقلاب را ديده بودم و همانطور كه ميدانيد فضاي سينما در آن دوران مناسب نبود و تصورم اين بود كه اين فضا الان هم در سينما حكمفرماست و به همين جهت مادر سياوش بيشتر مشوق او بود تا من.خدا را شكر سياوش وارد اين حرفه شد و به موفقيت هم دست پيدا كرد و انشاا... هميشه موفق باشد.

مامان: وقتي ديدم سياوش خيلي به بازيگري علاقه دارد او را تشويق كردم كه به طور جدي اين رشته هنري را دنبال كند. وقتي براي اولين بار هم تصوير سياوش را از قاب تلويزيون ديدم واقعا حس خوبي داشتم و از صميم قلب از اينكه زحمات پسرم به ثمر نشسته، خوشحال بودم.

عاشق عكاسيام

«آقاي خيرابي دوست نداشتيد سياوش هم مثل دو برادر ديگرش به عرصه عكاسي قدم بگذارد؟» اين سوالي است كه از پدر سياوش ميپرسم و در جواب اينطور ميشنوم: من عاشق عكاسي هستم و اگر عكس نگيرم نميتوانم زندگي كنم. عشق من به عكاسي طبعا باعث اين شد كه خانوادهام نيز به اين رشته علاقه پيدا كنند و از من به بچهها هم سرايت كرد و همانطور كه ميدانيد آرش و اورنگ هم عكاسي را به طور حرفهاي دنبال ميكنند. سياوش هم به عكاسي علاقهمند است اما تصميم گرفت كه هنر را در رشته بازيگري دنبال كند و خدا را شكر كه توانست در اين رشته موفق باشد.

 

سياوش خيرابي متولد 1363 است، فوقديپلم نرمافزار كامپيوتر دانشگاه آزاد، واحد تهران شمال، در محله سعادتآباد به همراه پدر و مادرش زندگي ميكند. دو تا برادر به نامهاي اورنگ(متولد 1356) و آرش (متولد 1359) دارد كه هر دو متاهل ميباشند و آتليه عكاسي به نام «نايت» را اداره ميكنند. در فيلمهاي تلخون، مرد مجهول، پسرها سرباز به دنيا نميآيند، حس پنهان، فكر كنم زير هشتم باشم، بازي كرد... اما اوج كار او بازي در مجموعه «ترانه مادري» و پس از آن «دلنوازان» بود... او علاقه وافري به موسيقي دارد و معمولا پاي ثابت كنسرتها ميباشد. پسر خونگرمي ميباشد، از غرور فاصله دارد و به طور كلي مردمدار است.

ماجراي دوستي با خسرو شكيبايي

بابا: وقتي خسرو در استوديو  پاسارگاد دوبله كار ميكرد با او آشنا شدم و از همانجا با هم دوست شديم، آن زمان ما هجده سال سن داشتيم و در اوج جواني بوديم. مدتها بود كه خسرو را نديده بودم تا اين كه وقتي به ساختمان دنا آمديم يك روز ديدم خسرو دم در ايستاده و با انرژي مشغول صحبت با يكي از مسئولان ساختمان بود،  در همان حين از پشت و بدون اين كه من را ببيند جملهاي به شوخي گفتم و تا برگشت و من را ديد يكديگر را به آغوش كشيديم و بعد از مدتها دوباره يكديگر را ديديم. زماني هم كه خسرو فوت كرد واقعا نتوانستم در مراسمش شركت كنم چون از لحاظ روحي نتوانستم باور كنم كه خسرو ما را تنها گذاشته است.

دو عروس بسيار خوب دارم

«خانم خيرابي، دوست نداشتيد در كنار اين سه پسر، يك دختر هم داشته باشيد؟» جواب را اينطور از زبان مادر  سياوش ميخوانيم: خب چرا دوست داشتم كه يك دختر هم  داشته باشم تا كمك حالم باشد اما الان من دو عروس بسيار خوب دارم كه واقعا جاي خالي دختر را برايم پر كرده اند.  «نميخواهيد عروس سوم را هم به جمع خانواده خيرابي اضافه كنيد؟» همانطور كه براي دو پسر ديگرم در مورد ازدواج تصميم نگرفتم براي سياوش هم دوست دارم با آمادگي كامل سراغ اين مقوله برود.

با سياوش دوست هستم

بابا: من معتقدم كه اگر پدرها با پسرها دوست باشند خيلي از مسايل به وجود نميآيد. وقتي رابطه دوستانه بين پدر و پسر وجود داشته باشد، جوان اگر با مشكلي روبهرو شود بدون رودربايستي آن را با پدرش مطرح ميكند و هر دو با هم به دنبال راه حل مشكل ميگردند و با هم همفكري ميكنند. خدا را شكر اين رابطه بين من و هر سه پسرم وجود داشت و در عين حالي كه بچهها بزرگ و كوچكي را رعايت ميكنند خيلي هم با هم دوست و رفيق هستيم و همه ما چهار نفر( من، اورنگ، آرش و سياوش) يك خانمي را به نام «ماهرخ»(مادر سياوش) دوست داريم و او را سمبل خانه ميدانيم.

سياوش مدام

در كنارمان است

«شايعاتي كه در اين مدت در مورد سياوش ساخته شده است شما را آزار نميدهد؟»

مامان: خب يك بار كه شايعه شد سياوش در كما است و بار ديگر خبر چاقو خوردنش زبان به زبان چرخيد اما چون لحظه به لحظه با سياوش در ارتباطم اين شايعهها زياد برايم نگرانكننده نبود. شايعه اول را قبل از اينكه به گوشم برسد خود سياوش بهم اطلاع داد تا وقتي شنيدم نگران نشوم.

بابا: شايعات به اين خاطر روي ما تاثير منفي نميگذارد كه مدام سياوش را درخانه ميبينيم و مطمئن هستيم كه اتفاقي برايش نيفتاده است. مثلا شايعه ميشود كه سياوش در كما است اما همان موقع سياوش در كنارم نشسته است و در سلامت كامل به سر ميبرد. به غير از اين سياوش با مادرش يك رابطه قلبي عجيبي دارند. جالب است بدانيد يك شب در نوشهر حال همسرم بد شد و او را به بيمارستان منتقل كردم  ساعت سه صبح بود كه سياوش با من تماس گرفت و از مادرش پرسيد.

ماجراي مصاحبه خيرابيها

«خانم خيرابي! چرا در اين مدت كه سياوش در عرصه بازيگري به شهرت رسيده است، پيشنهادهاي گفتگوي مجلات مختلف را رد كرديد و خيلي سخت راضي به گفتگو شديد؟» جواب مادر سياوش را اينطور شنيديم: خب حس كردم احتياجي نيست كه صحبت كنم.

اورنگ: خب همه ما از ابتدا هم نسبت به گفتگو با مجلات زياد راضي نبوديم و فقط چند بار با دوستان مطبوعاتي كه داشتيم و نميتوانستيم جواب رد به آنها بدهيم گفتگو كرديم چون احساس ميكنيم سياوش زحمتي را متحمل شده است و به اين جايگاه رسيده است و دليلي ندارد ما وارد فضاي مصاحبه و باقي مسايل شويم.

سياوش: يكي از دلايلي كه مامان راضي به اين گفتگو شد حضور تو بود.

مامان: همينطور است. زماني كه اورنگ با من تماس گرفت و موضوع را با من مطرح كرد در ابتدا مخالفت كردم اما وقتي اسم شما و مجله شما به ميان آمد پذيرفتم كه در اين گفتگو شركت كنم.

بابا: اگر بعضا ديدهايد من و آرش و اورنگ هم با برخي مجلات گفتگو كردهايم بيشتر در زمينه عكاسي بوده است.

خانواده خوشبخت

بابا و مامان: ما معتقديم در خانوادهاي كه نظم و ترتيب و انعطاف باشد خوشبختي هم وجود دارد. مثلا سياوش ميداند كه فرزند كوچك خانواده است و چه وظايفي نسبت به باقي اعضاي خانواده دارد. فكر ميكنم خانواده خوشبخت همين است. اعضاي خانواده بايد بتوانند باهم صحبت و در عين حال احترام يكديگر را هم حفظ كنند.

سياوش: خانواده خوشبخت يعني من و بابا و مامانم...

بهترين كادوي تولد

سياوش: بهترين كادويي كه گرفتم برميگردد به دوران دبستانم. در آن زمان يك دوستي داشتم كه مادرش برايش يك پيراهن زيبا بافته بود و اين پيراهن واقعا چشم مرا گرفته بود، خيلي دوستش داشتم. مادرم هم لطف كرد و براي تولدم پيراهني  شبيه به همان پيراهن برايم بافت و مرا خيلي خوشحال كرد.

 


 ویه سری  عکسای مربوط به محرم

 

    


و در نهایت دانلود مصاحبه با سیاوش خیرابی در سینما گلخانه...

میخواستیم با ۲ تا فرمت بذاریم  که یکی برای موبایل باشه اما چون کلپا مشکل دار شد فعلا از یه سایت دیگه براتون اماده کردیم تا ببینین تا دانلود با حجم کم رو هم بذاریم

   

دانلود با فرمت flv

دانلود

 برای دیدن انلاین هم به این ادرس برین...

انلاین



اکران عمومی فیلم سینمایی "نفوذی" به کارگردانی احمد کاوری و مهدی فیوضی از امروز چهارشنبه با 15 سینما در تهران آغاز شد.
به گزارش خبرنگار مهر، اکران عمومی فیلم "نفوذی" از امروز در سینماهای قدس، آزادی، ایران، فرهنگ، پردیس ملت، زندگی، اریکه ایرانیان، جوان، موزه سینما، ماندانا، سپیده، مرکزی، شاهد، تهران، پردیس شکوفه و چند سینما از هفته آینده روی پرده می‌رود.
فیلم سینمایی "نفوذی" بر اساس خاطره یک آزاده ساخته و برگردان به یک اثر سینمایی شده و داستان آن با نگاهی به کتاب "حکایت زمستان" به قلم سعید عاکف نوشته شده است.
فیلمنامه را داود امیریان با برداشتی آزاد از کتاب نوشته و جمشید هاشم‌پور، امیر جعفری، نسرین مقانلو، محمد کاسبی، امیرضا دلاوری، علیرام نورایی و... در آن بازی کرده‌اند. احمد کاوری و مهدی فیوضی کارگردان‌های این فیلم هستند.
دیگر عوامل تولید فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، مجری طرح: ح.علیمردانی، مدیر تولید: اردشیر ایران‌نژاد، برنامه‌ریز و دستیار کارگردان: عطاالله سلمانیان، محصول محراب فیلم.

تاریخ انتشار:8/10/89


- اسکن مجله خانواده سبز و اتفاق نو و کلیپ سینما گلخانه با پسوند موبایل در اپ بعدی...

- همچون سرو هم فصل اولش تموم شد و فصل دوم هنوز اماده پخش نیست و در حال تدوین هستش!!

- لازم شد واسه این اپ از همه کسایی که کمک کردن تشکر کنیم به ویژه از  سایه - سلن - غزاله -یاسی  و همه که جوری کمک ما بودن مرسی....

تا اپ بعد....


نوشته شده توسط مرسده.ستایش.آذین در پنجشنبه 1389/10/09

مطالب پيشين


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by siavashkheirabi-09
Design By : MerCde